محمد كريم الكواز ( مترجم : سيد حسين سيدى )

27

الأسلوب في الإعجاز البلاغي للقرآن الكريم ( سبك شناسى اعجاز بلاغى قرآن ) ( فارسى )

اندك اظهار نمايد و سخن مفصّل را ، قبل از قطع كردن ، دسته‌بندى نمايد . « 1 » به همين خاطر است كه اصمعى ( درگذشتهء 216 ه ) گفت : بليغ كسى است كه سخن مفصّل را دسته‌بندى كند و تو را از مفسّر بىنياز گرداند . » « 2 » بليغ آن كسى است كه در كلام مهارت داشته باشد و كلامش در دل و جان شنوندگان كارگر افتد نه آن‌كس كه تنها معنا را منتقل كند . واقع آن است كه زبان‌شناسان كلاسيك متوجّه اين نكته شده و دلالت واژگانى آن را ابراز نموده‌اند ولى بر خوبى و زيبايى « 3 » تصريح كرده‌اند ؛ البته حسن و زيبايى خاستگاه تأثيرگذارى است ، چون هيچ سخنى كارگر نمىافتد مگر آن‌كه خوب و زيبا باشد و سخن ناپسند هيچ تأثيرى ندارد . معناى تأثيرگذارى در بلاغت با طبيعت اعجاز بلاغى سازگار است ، پس ناتوانى مردم در برابر خداوند به پيروى از حلال و دورى گزيدن از حرام نيست ، بلكه ناتوانى ايشان در برابر ويژگى بلاغى است كه خداوند به قرآن اختصاص داده است . يعنى با تأثيرگذارى بر آنان ناتوان و خوارشان گردانيد تا از اوامر او پيروى و از نواهى او پرهيز نمايند و حتى خاندان و ثروت را رها كنند و از لذّتهاى دنيوى در راه او كناره بگيرند . اينها ، جز براى پروردگار جهانيان ، امور دشوارى هستند و او بهتر مىداند كه رسالت را در كجا قرار دهد . بلاغت قرآن ، معجزه است و تأثير آن بر روح و روان ايشان امرى است كه هيچ آشنايى با آن نداشته‌اند . خداوند به پيامبرش فرمان داد تا مشركان را به خودشان واگذارد تا به قرآن گوش دهند . مىفرمايد : « و اگر كسى از مشركان از تو پناه خواست به او پناه بده ، تا آن‌كه كلام الهى را بشنود ، سپس او را به جاى امنش برسان . اين از آن است كه ايشان قومى ناآگاه‌اند . » « 4 » عبارت « تا كلام الهى را بشنود » يعنى در آن تدبّر نمايد و از حقيقت امر آگاه گردد . « 5 » فخر رازى مىگويد : « اقتضاى آن اين است كه اگر يكى از مشركان در پى دليل و برهان باشد به آن توجّهى

--> ( 1 ) العقد الفريد ، ج 2 ، ص 256 . ( 2 ) البيان و التبيين ، ج 1 ، ص 106 . ( 3 ) مفهوم البلاغه ، ص 264 . ( 4 ) توبه : 6 . ( 5 ) الكشاف ، ج 2 ، ص 175 .